آقای مهندس محمد حسن دهمرده پس از یک دهه مدیریت منابع طبیعی استان امروز(سه شنبه 27 آذرماه 86) جایش را به مهندس "نبی یاری" داد.
نگاهی به گذشته نشان میدهد که یک دهه مدیریت در بدترین شرایط طبیعی سالیان اخیر(خشکسالی) بر منابع طبیعی کاری بزرگ وطاقت فرساست. بعلاوه اینکه در دوره مدیریت ایشان کارهای بزرگی از اصلاح تشکیلات وحرکت به سمت تخصصی شدن امور(راه اندازی سیستم اداری بدون کاغذ وشبکه بی سیم) گرفته تا بهبود روش های اجرا ( تقویت بخش خصوصی وپیمانکاران ومشاورین مرتبط )، احداث ساختمانهای حفاظتی تا نوکردن ناوگان حمل ونقل واجرا واز خلع ید آرام متصرفین اراضی(با تشکیل یگان حفاظت) گرفته تا شناساندن منابع طبیعی (تقویت روابط عمومی وتبلیغات ) انجام شد که اول شدن بخش بیابان در کشور (درسال85) ازجمله اثرات آن است.
گياه كلير ( Capparis desiduas) از مقاومترين گياهان بياباني به شرايط خشكسالي طولاني مدت در منطقه ايرانشهر مي باشد ويك درختچه بسيار مناسب جهت كاشت در مناطق خشك ،ماسه اي وزمين هايي است كه ساير گياهان كمتر قادر به رشد در آنها مي باشند . اين گونه جهت تثبيت شن هاي روان بويژه در مناطق غربي شهرستان ايرانشهر _كه رويشگاه طبليعي آن مي باشد _ بسيار مناسب است.
اين گياه به جهت تثبيت تپه هاي شني وحفاظت از خاك ونيز به عنوان منبع سوخت والوار در مناطق بياباني اهميت زيادي دارد.
درختچه كلير داراي تاج وپوشش كروي ومتراكم وسيستم ريشه عميق است ويك گياه مناسب براي جنگل كاري مناطق خشك مي باشد.كه نسبت به خشكي ،گرما،آتش سوزي ووزش باد بسيار مقاوم است كه به دليل وجود مشكلاتي از قبيل زادآوري طبيعي كم گياه وموفقيت اندك در توليدنهال ،استفاده كمتري از اين گونه در بخش اجرا خصوصا بخش بيابانزدايي صورت گرفته كه در صورت تعيين عوامل افزايش موفقيت توليدنهال وتعيين بهترين ومناسب ترين بستر كاشت،مي توان به طور گسترده نسبت به توليد نهال وتوسعه سطح كشت آن در شهرستانهاي ايرانشهر- نيكشهر- چابهار وكنارك اقدام وبا كاهش ميزان افت توليد نهال در هزينه هاي مربوطه صرفه جويي قابل توجهي نمود.
ميوه كلير به دليل ارزش غذايي بالا،منبع غذايي مطمئني در مناطق بياباني است.


۷ تا ۹ آذرماه همایش امکان سنجی نصب ایستگاههای سنجش فرسایش بادی در دانشگاه یزد برگزار شد .این همایش که به همت آقای دکتر اختصاصی وهمکارانشان در مرکز تحقیقات همزیستی با کویر برگزار شده بود درخصوص متدولوژی تعیین مناسبترین نقطه در منطقه برداشت کانونهای بحرانی فرسایش بادی (دارای اولویت اول) برای سنجش میزان فرسایش بادی هر استان بود که با مشاوره اعضای هیات علمی ومحققین مرکز یزد وکارشناسان استانهای بیابانی کشور(بر اساس توضیحات تئوریک وبازدید انجام شده از ایستگاه یزد) به انجام خواهد رسید.
فقر آمار در خصوص میزان فرسایش بادی ناشی از کیفیت اثرباد درمقایسه با آب ، وسعت مناطق تحت تاثیر،کمبود ایستگاههای هواشناسی (به عنوان یکی از ملزومات برآوردهای فرسایش بادی) ، فقدان روش های دقیق ومورد اتفاق برآورد، فقر اطلاعات وروش های جهانشمول، کم اهمیت بودن این نوع فرسایش برای کشورهای صاحب علم وتکنولوژی، عدم اهمیت اقتصادی قابل توجه مناطق متاثر از این پدیده(عمدتا مناطق فقیر با پراکندگی زیاد جمعیت ،فاقد امکان دسترسی آسان و فاقد نیروی فشار سیاسی – اجتماعی)، کمبود مراکز تحقیقاتی،اعتبارات کم و... می باشد که امید است با افزایش نیروی تخصصی کشور وتمایل به برخورد علمی واصولی با مسائل طبیعی ازجمله فرسایش بادی این نقیصه مرتفع گردد.