
فرسايش بادي سيستان با پشت سر گذاشتن يك دهه خشكسالي به شرايط بحراني رسيده است. به طوري كه جمعيت نيم ميليون نفري ساكن منطقه به جاي مشاهده اقدامات فوري براي تخفيف مشكلات – همانگونه كه در پست قبلي ذكر شده- بايستي چشم انتظار اصلاحات اداري وتشكيلاتي باشند كه معلوم نيست چه سرانجامي خواهد يافت! در اين ميان آنچه از سوي مديران نا آشنا وغير بومي ابراز مي شود دور از انتظار نيست اما سكوت وهمراهي دست اندر كاران مديريت منطقه با تعويق تصميمات اجرايي جاي بحث وگله گذاري است. مشكل فرسايش بادي سيستان رايزني سياسي نيست كه استعداد وزيركي تدبير مذاكره آنرا راهگشا باشد.مردمي كه بيش از 60 درصد آنان كشاورز بوده و زمينه معاش وعرصه تلاششان را از دست داده اند اينك دستي به آسمان وچشمي به عنايت مسئولان منطقه دارند تا درد ناتواني و رنج خواري شان را چاره شوند. آنان خشكسالي،وزش بادهاي سهمگين، عدم تامين حق آبه ، حركت خودروهاي قاچاق در بستر درياچه، دامهاي سرگردان و.... را بعنوان عوامل ايجاد وضعيت فعلي مي شناسند اما مسئولي نمي شناسند كه عهده دار مسئوليت و وظيفه خود براي كنترل هريك از اين عوامل باشد. فرسايش بادي عوامل شناخته شده و روش هاي مقابله واضحي دارد اما آنچه اينك مي توان گفت اين است كه؛ فرسايش بادي سيستان شجاعت تصميم و درايت و تعجيل نياز دارد . حواله دادن وظايف تشكيلاتي كه نيم قرن تجربه اجرايي دارد به سازمانی كه از تخصص مربوطه برخوردار نیست در خوشبينانه ترين حالت تنها فرافكني ومسئوليت نشناسي است. اگر بناست دانش وتجربه ما براي روز مبادا كه بحران عرصه را بر همنوعان تنگ كرده و از فراخي آسمان جز طوقي گلوگير سهمشان نيست به كارشان نيايد چه ارزشي خواهد داشت؟.ژست هاي علمي ما اگر امروز پشتوانه تلاش ومديريت ما براي مهار بحران نشود به چه كار ديگري مي آيد؟
ما به عنوان فرزندان اين خاك اجازه نداريم امكان تخفيف حداقلي از عجز ولابه مردم بي دفاع وبي پناه خودمان (که در ۴۰ سال گذشته وبویژه سنوات خشکسالی ثابت شده توان انجام آنرا داریم) را قرباني مصلحت انديشي ومحافظه كاري كنيم.
نهايت اينكه نسخه و داروي درمان وضعيت فعلي سيستان دستان با كفايت فرزندان سيستان است كه رنج حضور ومشكلات ظهور توفان را با همه وجود درك مي كنند ونمايندگان محترمي كه با هر نيت وانگيزه آستين همت بالا زده اند بهتر است حمايت خويش را مصروف توجه دولتمردان به پيشنهادات هم اقليمان خود قرار دهند. بي شك ثمره تلاش وفداكاري براي آباداني سيستان اگر به نشاط سابق نيانجامد، اما رضايت از كوشش براي فرداي بهتر سيستان رضايت خداوخلق خواهد بودكه حلاوتي فراموش ناشدني است كه گفته اند:
به راه باديه رفتن به از نشستن باطل
كه گر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم.

مهمترین پیشنهادات اجرایی که با توجه به امکانات، قابلیت هاواهمیت اجرا می تواند در قالب دو سناریوی تسکینی(کوتاه مدت)وحفاظتی (میان مدت)به مرحله اجرا درآید كه عمليات اجرايي آن بطور خلاصه به شرح ذيل است.
در کوتاه مدت با تقسیم کار وهماهنگی بین دستگاههای مرتبط می توان موارد زیر را به انجام رساند:
- تعیین حق آبه ای از منابع آبی موجود برای افزایش رطوبت عرصه های فرسایشی بالادست مناطق مسکونی.
- جلوگیری جدی از تردد دامها وخودروها در بستر خشک وفرسایش پذیر دریاچه هامون.
- احیای پوشش گیاهی با روش کشت گونه های بومی و سازگار.
- مدیریت و کنترل هرزآبها و بهره گیری از آنها برای افزایش رطوبت خاک و ضریب پوشش اراضی.
- تامین سوخت فسیلی برای دامداران و ساکنان روستاههای منطقه .
- ایجاد بادشکن زنده و غیرزنده در اطراف اراضی برای جلوگیری از جابجاشدن خاک عرصه ها.
- قرق عرصه هایی که حساسیت به فرسایش آن زیاد است.
- انجام مالچپاشی با خاک با قابلیت فرسایش کم (مالچ رسی) و تثبیت تپه ها در اراضی زراعی و جلوگیری از افزایش حجم و انتقال آن با بسیج همگانی مردم ودستگاهها.
- استفاده از مالچ نفتی و همکاری در حفاظت عرصه مالچ پاشی شده و همکاری در کشت و استقرار نهال.
- تجمیع ماسه های عبوری و گسترده در عرصه ها - برای تثبیت بهتر - با روشهایی چون احداث تله های رسوبگیر
- توقف کلیه عملیات عمرانی که مستلزم به هم خوردن خاک است تاپایان دوره وزش بادهای فرساینده.
- آموزش وخدمات رسانی فوری به مردم برای جلوگیری از خسارات اقتصادی-بهداشتی وروانی.
پروژه های اجرایی کنترل فرسایش بادی سیستان می تواند بسته به میزان امکانات و تغییر شرایط اهداف زیر را پیگیری نمایند.
- تثبیت ماسه ها در نقاط غیرمسکونی و کم خطر
- مجتمع ساختن ماسه های روان برای انجام عملیات تثبیتی لازم
- انحراف ماسه های روان از مسیر حرکت به سمت روستاها و تاسیسات اقتصادی و زیستی
- افزایش تراکم پوشش گیاهی و جلوگیری از اثرات مخرب باد بر عرصه های لخت منطقه
- کمک به حفظ رطوبت در منطقه با کشت گونه های درختی و درختچه ای
- تامین علوفه قابل بهره برداری در مواقع بحرانی با افزایش پوشش مرتعی با بهره گیری از رطوبت احتمالی
- مراقبت و حفاظت از منابع گیاهی موجود در منطقه
- کمک به معیشت روستائیان با مشارکت دادن آنان در اجرای طرح و ایجاد اشتغال موقت برای آنان
- آموزش شیوه های برخورد با بحرانهایی چون خشکسالی و فرسایش بادی.
- استحصال آب وتامین رطوبت لازم جهت افزایش پوشش گیاهی منطقه.

آرتمیا (به انگلیسی: Artemia) جانداری است سختپوست وبکر زا که در آبهای شور زندگی میکند. دریاچه ارومیه در ایران، یکی از غنیترین منابع آرتمیا در جهان شمرده میشود.
این مزیت می تواند به عنوان فرصت اقتصادی واشتغال مناطق بیابانی به حساب آید.
بناست پروژهاي براي پرورش و تكثير آرتميا در يكهزار و ۵۰۰هكتار از اراضي لم يزرع درياچه اروميه به مورد اجرا گذاشته شود. جهاد كشاورزي آذربايجان شرقي با اعلام اينكه بازگشت سرمايه هر پروژه۲۲ هكتاري دو سال خواهد بود، تصريح كردهاست: هزينههاي جاري در اين پروژه ۴۹۵ ميليون ريال برآورد شده است. استحصال سالانه ۱۵۰تن بيومس به عنوان مكمل غذايي در توليد خوراك آبزيان و فروش آن به بهاي يكهزار و ۲۰۰ميليون ريال از ويژگيهاي ديگر پروژه فوق عنوان شده است.آرتمیا در صنایع پرورش میگو و ماهی مورد استفاده قرار میگیرد.
ویژگیهای ضروری برای پرورش آرتمیا که ممکن است علاوه بر دریاچه ارومیه در برخی تالابها و رودخانه های داخلی فراهم باشد بر اساس نامه ۵۲۵۴ مورخ ۸/۵/۸۷دفتر امور بیابانبه شرح زیر عنوان شده است :
وجود آب با شوری بیش از ۹۰۰۰۰ میکروموس اسیدیته ۹ وسختی ۱۰
وجود دائمی آب وعدم خشک شدن آبگیر
وجود اراضی کافی در حد حداقل ۱۰۰هکتار برای احداث تاسیسات جانبی.
http://www.sabzineh.org/archive/5-6/tafrikh-siste-artemia.pdf
http://www.sabziran.ir/index.php?action=news&nid=1195
تصوير اين پست برگرفته از وبلاگ ديده بان محيط زيست ايران مي باشد.
وزیر جهاد کشاورزی در گفتگو با روزنامه ایران تاریخ ۲۰ خرداد ماه ۸۷ از اجرایی شدن طرح تولید جلبک دریایی برای تامین علوفه در مواقع خشکسالی خبر داد:

" توليد علوفه دريايى در اراضى جنوب كشور طرحى است كه مؤسسه تحقيقات مرتع و جنگل از دو سال پيش براى كنترل تبعات خشكسالى در دستور كار خود قرار داده، خب اين طرح اول يك پژوهش بود و دكتر عصارى رئيس مؤسسه براين اعتقاد بود كه ما مى توانيم در نوار ساحلى جنوب كشور توليد علوفه دريايى داشته باشيم و البته حق هم با ايشان بود. چون ما مى توانيم در ۲۰۰۰ كيلومتر نوار ساحلى جنوب كشور در استان هاى خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سيستان و بلوچستان به راحتى جلبك علوفه اى توليد كنيم خب اعتبار در اختيار ايشان قرار گرفت و اين طرح عملى شد جالب است بدانيد از جلبك علوفه اى در كشورهاى آسيايى خوراك انسانى تهيه مى شود. ضمن اينكه اين جلبك مصارف آزمايشگاهى نيز دارد. در واقع اين علوفه مى تواند جايگزين درصدى از علوفه مصرفى كشور شود و اين در سال هاى خشكسالى مى تواند به كمك كشور بيايد. خب اين كار را ايشان انجام داد و هم اكنون به نتيجه رسيده با اجراى اين طرح مى توانيم در هر هكتار بين ۶۰ تا ۷۰ تن علوفه دريايى توليد كنيم. ظرفيتش وجود دارد و اين طرح در سطح ۲ تا ۳ هكتار آزمايش شد و به نتيجه رسيد و الان ايشان درخواست اعتبار براى توسعه طرح در سطح ۶۰۰ هكتار را داده و با تخصيص اين اعتبار قرار است كار گسترش يابد.
اين طرح فقط در اراضى ساحلى قابل اجرا است
هم در قسمت هاى ساحلى دريا و هم در مزارع ميگو و با استفاده از خروجى پساب اراضى ميگو و نكته حائز اهميت اين طرح اين است كه ۴۵ روزه مى توانيم به توليد برسيم و اصلاً مسئله زيست محيطى ندارد."

بر اساس نامه شماره 11921//25/87 مورخ 4/3/87 مدير كل دفتر برنامه ريزي وبودجه سازمان جنگلها با عنايت به بند 28 ضوابط اجرايي بودجه سالجاري(87) انجام كليه موارد مربوط به عقد قرارداد وتعهدات ايجاد شده بايستي تا سقف 70 درصد بودجه عمراني پروژه ها باشد.
يك سوال ساده اين است كه: با توجه به كسر هزينه هاي تربيت بدني(يك درصد)، خارج از شمول(يك درصد)،امور فرهنگي(نيم درصد)، ماشين آلات سبك،ماشين آلات سنگين، ماموريت وبليط هواپيما،پذيرايي،نيروهاي خدمات شركتي،كارگران روزمزد ستاد، كارگران غير مرتبط ولي وابسته به طرح در شهرستانها! ، فعاليت ترويجي وروابط عمومي و حقوق نيروهاي قراردادي طرحي كه حدود 30 درصد اعتبارات پروژه را شامل مي شود ونيزعدم تحقق بيش از 30 درصد اعتبارات سال گذشته (ولحاظ آن در بودجه سالجاري به عنوان ديون) چه ميزان براي اجرا باقي خواهد ماند؟

بهرهوري در برنامه چهارم سهم و جايگاه مهمي دارد. قرار بر اين بوده است كه 5/2درصد از رشد توليد ناخالص ملي يا به عبارتي 2/31درصد اقتصاد كشور از محل بهرهوري و بدون سرمايهگذاري جديد تامين شود.ولي متاسفانه آنچه در عمل اتفاق افتاده است، بسيار متفاوت است. يعني سهم بهرهوري در رشد اقتصادي كشور بهجاي 5/2 درصد فقط 57صدم درصد است؟! و در مقايسه با ساير كشورها متوسط رشد بهرهوري كشورهاي جهان بالغ بر 5/4 برابر ميانگين رشد بهرهوري در ايران است؟!
سهم بهرهوري در هند 42درصد، در چين 47درصد، در كرهجنوبي 43درصد، در ژاپن 53درصد، و در بنگلادش 46درصد توليد ناخالص ملي ميباشد، ولي سهم بهرهوري در ايران كمتر از 10درصد CNP است و اين يعني فاجعه؛ آن هم براي كشوري با موقعيت، امكانات، منابع، تاريخ و فرهنگي غني چون ايران!
آقاي مهندس سيد حميد كلانتري رياست سابق سازمان جنگلهاومراتع كشور ورئيس انجمن بهره وري، "مرثيه اي براي بهره وري در ايران" سروده اند كه بخشي از آن در بالا ذكر شده و متن كامل آن در آدرس زير قابل دسترسي است.
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=11072
باتوجه به اهميت موضوع بهره وري به نظرم رسید برخي راهكارهاي افزايش بهره وري در بيابانزدايي را از دیدگاه خودم(هرچند ناقص) ارائه نمايم. بي شك انديشيدن به اين موضوع مي تواند براي هر يك از دست اندركاران مديريت منابع وامكانات كشور وظيفه اي مهم به حساب آيد. ادامه مطلب را بخوانيد.
آب مهمترین نیازبرای احیای پوشش گیاهی واستقرار جوامع انسانی وتاسیسات زیستی است واین مهم درمناطق خشکی چون استان ما اهمیتی دوچندان دارد بنابراین هرگونه بهره گیری ازحداقل بارندگی وسیلابهای منطقه می تواند اهمیتی فوق العاده یابد.
از جمله راههای بهره گیری از آب برای احیای مناطق بیابانی میتوان به بندهای خاکی اشاره کرد. اما در مناطق بدون شیب وبا بارندگی کم (سیستان) ، پمپاژ آب می تواند نیل به اهدافی چون حفظ ، احیاء وتوسعه پوشش گیاهی را میسر سازد.