تبليغاتX
زیست بوم سیستان وبلوچستان - انتخابات در فصل رنگها
علمی- اطلاع رسانی با دیدگاه مدیریت مناطق بیابانی

انتخابات ریاست جمهوری ۲۲خردادماه امسال به موضوعی مهم در کشور تبدیل شده است. رفتار انتخاباتی در بسیاری از مناطق کشور ونسبت آن با دموکراسی به عنوان بستر برگزاری انتخابات شاید شاخصی برای سنجش میزان مدنیت جوامع محلی به حساب آید .روزنامه اعتماد در گفتگو با یکی از هم استانیهای صاحب نظر این موضوع را مورد کنکاش قرار داده که نکات جالبی دارد.

در سيستان و بلوچستان ما در کل استان بحث سيستاني ها و بلوچ ها را داريم که به نظر من اين بحث خيلي ريشه دار و دامنه داري هم نيست. شايد همين صد ساله به وجود آمده باشد. پيش از آن اين تفکيک وجود نداشته است.ما کم کم ناگزير شديم براي سهم خواهي هايمان به هم پيوسته تر شويم و ارتباطات بيشتري پيدا کنيم. اما نکته اساسي اين است که همان آدمي که در انتخابات شوراي شهر يا مجلس شرکت مي کند در انتخابات سراسري شرکت نمي کند. اگر با نظام و حاکميت مشکل دارد، نبايد در هيچ يک شرکت کند. بايد اينجا ما ترديد کنيم. من معتقدم اگر روشنفکران ما به اين موضوع فکر مي کردند دچار چنين نوساناتي نمي شديم. قوم واقعيت دارد. اما يک واقعيت ديگر هم هست که من ايراني در چارچوب جغرافياي فرهنگي اين سرزمين تصميم مي گيرم. ما تصميم گرفته ايم و مي خواهيم با هم باشيم. چون در دوره قاجار قبل از مشروطيت بهترين فرصت بود که هر کسي ساز خودش را بزند ولي نزديم. اشکال کار اينجاست که با وجود اينکه تصميم گرفته ايم يکي باشيم نمي خواهيم براي تصميم مان هزينه کنيم. وقتي مي خواهيم رئيس جمهور انتخاب کنيم غلبه مطالبات قوم محور آنقدر زياد مي شود که کل قضيه را فراموش مي کنيم. بحث هاي کلي و کلان يادمان مي رود. به محض اينکه موضوع سيستاني ها شد کنار سيستاني ها ايستاديم. نگفتيم اگر چابهار توسعه پيدا کند سيستان را متحول مي کند. اگر سيستان تحول پيدا کند حتماً روي خاش اثر مي گذارد. اگر سيستان آب داشته باشد زاهدان که 50 درصدش اهل سنت هستند هم از اين آب برخوردار مي شوند. توجه نداريم برخي مطالبات جايش انتخابات شوراها و مجلس است، اما در رياست جمهوري بايد به وجه کلان قضيه نگاه کنيم. با يک نگاه ملي اقوام بايد هويت خودشان را حفظ کنند. درحالي که گاهي به محض اينکه انتخابات مي شد هويت قومي برجسته تر از هويت ملي مي شد. خيلي مطلق مي شد.در اين سرزمين جدال شيعه و سني هم خيلي تاريخ و مبنا ندارد. در اين جدال ها دچار سهم گيري هايي مي شويم که نه من به سهم خودم مي رسم نه او. هم او فقير است هم من. هم او ناگزير است از اين سرزمين کوچ کند هم من دارم کوچ مي کنم. چهار روز بعد نه او در آن سرزمين هست نه من. ما سر چي داريم مي جنگيم. همين معضل را در سطح کلان هم داريم. هنوز ما جامعه رشديافته يي نداريم. در همين تهران ساختار محله يي و قومي را مي بينيم. در حالي که همين بلوک هاي منطقه يي و تنوع قومي مي تواند مبدل به يک فرصت بشود. اين برمي گردد به بلوغ فکري روشنفکران و نخبگان ما.

http://www.etemaad.ir/Released/88-03-19/204.htm

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 12:56  توسط حسین سرگزی  |